| X | ||
سیاهی سرد شب چونان پرده سنگینی بر خانه دلم سایه افکنده و من در قعر گرداب ارزوهای بی فرجام دلم اسیر افتاده ام...... دو چشم خسته ام را خواب می گیرد.... اما من سودی نیافتن از خفتن و باز برخواستن من امشب باز بیدارم و دوباره غم ساربان قافله روزگار سیاه من است.... میان خواب و بیداری خاطرات خوش دوران دور کودکی ام دوران شور شادمانیها در چشمم نقش می بندد... رویای شیرین کودکی لبخند تلخی بر لبهای همیشه بسته ام هدیه میکند.... کاش میشد دوباره از نو اغاز کرد ایکاش میشد تمام فرصتهای سوخته را دوباره احیا کرد.... اما دریغ.... سرگردانتر از همیشه ام ....بی هدف- بی امید-خسته و تنها چونان تک درختی در بیابانی داغ و مرده لحظه شماری میکنم که فرشته مرگ در اغوشم گیرد.... دیگر مجالی نمانده روزهای دلهره رو پایان است من همان عاشق دیروزی ام دلشکسته امروز و گویا فراموش شده فردا میشناسی مرا؟ گمان نمیکنم.. نشسته ام و باز به سرابی می اندیشم... هنوز هم می نویسم چه کنم؟ سفره پردرد دلم را برای که باز کنم؟ گوش شنوایی نیست تا پذیرای غمزده های من باشم لاجرم مینویسم .......برای تو که اوج ارزوهایم هستي . خاطرات غبار زده ذهن خسته ام چونان شهاب جوانمرگی! سوسو میزندمن نمیدانم چرا غصه نميکشد مرا..... شاید منتطر امیدی ارزویی.....نه میدانم خیالی بیش نیست....
نوشته شده در 1387-شهر-17ساعت02:56 توسط نيلوفر | لینک ثابت || نظرات(2) - ارسال نظر -
منوی اصلی
![]()
منوی اصلی
نویسندگان
مطالب پيشين
آرشیو موضوعی
پیوندها
انسان با غرور می تازد وبادروغ می بازد وبا عشق می میرد
از چشم عشق اشک میریزد از آسمان باران آری هر دو دل شکسته اند
بهترین سایت وبلاگ دهی فارسی
بهترین سایت وبلاگ دهی جهانی
بهترین مجله اینترنتی رایگان که به صورتcd توزیع میشود
لینکستان محل معرفی و قرارگیری سایتهای شماست
news-hot
تابلو روان
فروش طرح کامل جدیدترین نسل تابلو روان ( تابلوهای تبلیغاتی دیجیتالی روان )
Free Domain i2ir
پیوندهای روزانه
صفحات
[ آخرین صفحه [ صفحه 4 از 40
] [ صفحه بعد ]
POWERED BY