| X | ||
باز هم به پشت دیوار رسیده ام.دیواری که تو عشق من،به دور خود کشیده ای.دیواری نا دیدنی که فقط من وتو می توانیم حسش کنیم.می دانم خوابیده ای،حتی در خواب هم این فاصله نحس وبدیمن را همراه داری.چیزی در وجود نازنیت می گوید:نزدیک نشو.اینجا حریم من است.ولی مگر من وتو ما نشده بودیم.مگر قرار نشده بود از خود تنها ومجردمان سخنی نگوییم.ایستاده ام بر آستانه دروازه دیوار تو.دستانم کوبه در را جستو می کند ونمی یابد.می روم کناراز دور نگاهت میکنم ودر دل می گویم:حصارها را بردار وآرزوها می کنم فریاد خاموشم را بشنوی./
نوشته شده در 1386-دي-4ساعت04:55 توسط نيلوفر | لینک ثابت || نظرات(1) - ارسال نظر -
منوی اصلی
![]()
منوی اصلی
نویسندگان
مطالب پيشين
آرشیو موضوعی
پیوندها
انسان با غرور می تازد وبادروغ می بازد وبا عشق می میرد
از چشم عشق اشک میریزد از آسمان باران آری هر دو دل شکسته اند
بهترین سایت وبلاگ دهی فارسی
بهترین سایت وبلاگ دهی جهانی
بهترین مجله اینترنتی رایگان که به صورتcd توزیع میشود
لینکستان محل معرفی و قرارگیری سایتهای شماست
news-hot
تابلو روان
فروش طرح کامل جدیدترین نسل تابلو روان ( تابلوهای تبلیغاتی دیجیتالی روان )
Free Domain i2ir
پیوندهای روزانه
صفحات
[ آخرین صفحه [ صفحه 19 از 40
] [ صفحه بعد ]
POWERED BY