| X | ||
شروع می کنم به از تو نوشتن کاغذ مست می گردد قلم به رقص در می آید.نمی دانم چرا هر وقت می خواهم از تو چیزی بر روی کاغذ بیاورم و از تو بنویسم وجودم،قلمم،کاغذم همه وهمه به وجد می آییم.عزیزم!تمام دیشب در خیالت گریستم هنوز پاییز چشمانت را روی شاخه های سرد انتظار جستجو می کنم نمی دانی چقدر محتاج توام.هنوز کاغذهایم به شوق نگاهت رنگ کاهی را پس می زند وتمام شب وتمام ثانیه ها،یکی یکی می گذرند وبه اشک هایم به دریاها روان می شوند کاش برگردی زود،کوچه بی تو دل تنگی دارد کاش برگردی زود و می دیدی که چه حالی دارد ببینی که هنوز حلقه زرد خورشید داغ تنهایی من را دارد کاش زود برمی گشتی تا قاب عکس روی دیوار تهی از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش زود بر می گشتی.تو اگر برگردی من تمام شاخه های گل یاس را با تمام احساس تقدیمت می کنم./
نوشته شده در 1386-دي-11ساعت05:18 توسط نيلوفر | لینک ثابت || نظرات(2) - ارسال نظر -
منوی اصلی
![]()
منوی اصلی
نویسندگان
مطالب پيشين
آرشیو موضوعی
پیوندها
انسان با غرور می تازد وبادروغ می بازد وبا عشق می میرد
از چشم عشق اشک میریزد از آسمان باران آری هر دو دل شکسته اند
بهترین سایت وبلاگ دهی فارسی
بهترین سایت وبلاگ دهی جهانی
بهترین مجله اینترنتی رایگان که به صورتcd توزیع میشود
لینکستان محل معرفی و قرارگیری سایتهای شماست
news-hot
تابلو روان
فروش طرح کامل جدیدترین نسل تابلو روان ( تابلوهای تبلیغاتی دیجیتالی روان )
Free Domain i2ir
پیوندهای روزانه
صفحات
[ آخرین صفحه [ صفحه 17 از 40
] [ صفحه بعد ]
POWERED BY